اى نفس واى بر تو (قسمت سوم)
اى نفس واى بر تو
اى نفس واى بر تو چقدر نفاق تو شگفت انگيز و ادّعاهاى باطل تو زياد است تو به زبان ادّعاى ايمان مىكنى و حال آنكه آثار نفاق در ظاهر تو آشكار است. آيا سرور و مولايت به تو نفرموده است: وَ ما من دَابَّةٍ في الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى الله رِزْقُها، و در امر آخرت فرموده است: وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى، كار دنيايت را بخصوص تكفل كرده و تو را از كوشش بیش از اندازه در آن منصرف ساخته است. ليكن تو با كارهاى خود خدا را تكذيب مىكنى و در طلب دنيا مانند مدهوشى بى پروا حرص مىورزى، همچنين خداوند امر آخرتت را به سعى و كوشش تو موكول كرده امّا تو همچون مغرورى كه همه چيز را حقير شمارى از آن رو مىگردانى. اين رفتار از نشانههاى ايمان نيست، و اگر ايمان منحصر در اقرار به زبان بود چرا منافقان در درك اسفل جهنّم معذّب مىباشند. واى بر تو گويا به روز حساب ايمان ندارى و گمان مىكنى هنگامى كه مردى رهايى و خلاصى مىيابى، هيهات! آيا گمان مىكنى كه مهمل و به حال خود گذاشته مىشوى، ايا تو نطفهاى از منى نبودى و سپس خون بسته (علقه) نشدى و پس از آن تو را موجودى كامل و معتدل نيافريد، آيا او قدرت ندارد مردگان را زنده كند؟ اگر اين را در ضمير خود دارى چقدر كافر و نادانى آيا نمىانديشى كه تو را از چه چيزى آفريده؟ من نُطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ، ثُمَّ أَماتَهُ فَأَقْبَرَهُ، آيا گفتار او را تكذيب مىكنى كه فرموده است: ثُمَّ إِذا شاءَ أَنْشَرَهُ، اگر تكذيب نمىكنى چرا خود را آماده نمىسازى؟ اگر شخصى يهودى به تو خبر دهد كه لذيذترين خوراكيها براى بدنت زيان دارد، خوردن آن را ترك و بر محروميّت از آن صبر مىكنى و با خود به مجاهده مىپردازى آيا سخن پيامبران كه به معجزات مؤيّدند و قول خداوند در كتابهاى آسمانى او در نزد تو تأثيرش از سخن يك يهودى كمتر است كه با نقصان عقل و قصور علم چيزى را از روى حدس و تخمين و گمان به تو گفته است؟ شگفت آن كه اگر كودكى به تو بگويد در جامهات كژدمى است بى درنگ جامهات را از تن بيرون مىكنى بى آن كه دليل و برهانى از كودك بخواهى. آيا گفتار پيامبران و عالمان و حكيمان و همه اولياى حق در نزد تو اعتبارش از قول كودكى كه در جرگه نادانها و سفيهان قرار دارد كمتر است؟ يا آن كه گرمى دوزخ و چرك وريم و غلها و قيدها و زقّومها و گرزهاى آهنين و افعيها و كژدمهاى آن در نزد تو كمتر از نيش كژدمى است كه درد سوزش آن بيش از يك روز يا كمتر از آن ادامه ندارد. بى ترديد اين روش از رفتار خردمندان نيست بلكه اگر حال تو بر بهايم مكشوف شود به تو خواهند خنديد و عقل تو را به سخريّه خواهند گرفت.