داستان من و بادکنک و خدا (درس خداشناسی)

داستان من و بادکنک و خدا (درس خداشناسی)

رفته بودیم جائی بچه ها گفتن برامون بادکنک بخر منم گفتم باشه

بادکنکو خریدم آوردم توی ماشین .بچه ها شروع کردن به باد کردن بادکنک

بهشون گفتم بچه ها اینقدر فوت نکنید توی این بادکنکا دلتون درد میگیره ولی کار خودشونو میکردن

بعد مدتی ماشینو پارک کردم، بچه ها میخواستن پیاده شن

بهشون گفتم بادکنکا رو نبرید پائین (چون فکر میکردم میرن با بچه های دیگه سر بادکنک ممکنه دعواشون بشه  و از طرفی ممکنه دل بچه های دیگه هم بادکنک بخواد)

پسر بزرگه که سه سالشه گوش کرد و بادکنکای باد نشده رو گذاشت توی ماشین

پسر کوچیکه زبل بازی در آورد و یک بادکنک برد پائین بدون اینکه من بفهمم

وقتی پیاده شدیم پسر بزرگه (محمد حسن)گفت بابا محمد حسین بادکنک آورده منم بیارم ؟

بهش گفتم بابا اشکال نداره کوچولو هست داداشت عوضش من شما را بخاطر اینکه بادکنکو نیاوردی دوست دارم

پسرم هم نه گذاشت و نه برداشت اینجوری جواب داد:

بابا میشه منم دوست نداشته باشی اما بذاری بادکنکمو بیارم !

همینجوری موندم

پیش خودم گفتم عجب بابا بخاطر یک بادکنک بیخیال دوستی من داره میشه

بعد که بیشتر بخودم اومدم دیدم رابطه ما و خدا هم بی شباهت به این قضیه نیست

خدا میگه توی این بادکنک دنیا فوت نکن  .... وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ(1)

ولی ما مشغولیم با این متاع غرور

خدا میگه این بادکنکو(دنیا رو) ولش کن فایده نداره چیزای بهتری هست(یاد خدا ، محبت خدا ، بهشت خدا) بهت میدم

ما میگیم نه همین (دنیا)خیلی خوبه و بکار خودمون مشغولیم  و یه وقتائی میگیم خدایا حالا اشکال نداره دوستمون نداشتی بذار ما مشغول هوسهای موقتمون بشیم فعلاً این نقده

ای وای بر ما

(1)غرور به معنی فریفته شدن و فریب خوردن ، و خود را در خیر و صلاح دانستن ، و از آن چه باید ، غافل گشتن .

در پاسخ به نظر دوستان

مطلبی نوشته بودم با عنوان کشف لامپ مهمتر است یا خلقت خورشید که مرتبط با موضوع خداشناسی و سپاس در مقابل خدا میشد
و دوستان که الان بخصوص بیشتر با هم دوست هستیم ایراداتی وارد کردند که لازم دانستم بیشتر توضیح بدهم

پاسخ آقا محسن (در پاسخها با نام حمید):

با سلام
در عجبم از طرح این سوال و نتیجه گیری ناقصت ! و . . .
.

اما جواب به برادر و دوستم آقا محسن :

سلام  و بازم ممنون به موضوع توجه کردید

من یک مثال میزنم خدمت شما البته این تنها مثالی نیست که میتوان زد اما بخاطر نزدیکی مثال بدی نیست.توی این وبلاگها بگردین شاید 50 درصد یا بیشتر وبلاگهای سرگرمی و تفریحی و شخصیست  .باز یک سری از این مطالب مربوط به وبلاگهای عاشقانه میشود.

شما دقیق به موضوعات و مطالبش دقت کنید

آه های بی انتها ، صحبت کردن از تنهائی ، بی وفائی ، خیانت ، ارتباط نامشروع و . . .

بنظر من در یک چیز این دوستان مشترکند و آنهم اشتباه رفتن راه است  .دختر یا پسری که در خانه دل بجای یاد خدا چراغ عشق مجازی روشن میکند آیا مانند کسی نیست که بجای پیدا کردن نور حقیقی از خیره شدن به نور لامپ مات و مبهوت شده است؟

آیا استعاره ای که استفاده کردم در مورد ایشان قابل استفاده نیست ؟ آیا ایشان مخترع لامپ(استعاره از عشق مجازی) را بجای هستی بخش عالم بستایش نپرداخته اند و آیا از داشتن نور لامپ مسرور و مبهوت نمیشوند؟

اینکه فرمودید دوست نادان بدون شک در مورد من اینطور است که من خودم را جزء عقلا نمیدانم و از این حرف شما هم ناراحت نیستم من درخور فهم و درک خودم نوشتم و اگر نقصی مشاهده کردید از من است که مفاهیم را خوب توضیح ندادم .

اما اینکه فرموده بودید موضوع را بکلی پاک کنم فکر میکنم بی انصافیست اینهمه مطالب در بلاگفا نوشته میشود چرا من باید مطلبم را پاک کنم !.

اینجا مطلبی مینویسم که قصد مقایسه ندارم اما برای گشایش خاطر دوستان که میگویند مطالبت خشک است!

بایزید بسطامی رحمه الله علیه اعمال و رفتار و گفتارش در نظر عامه ی مردم عجیب بود ، لذا هفت بار او را از شهر بسطام بیرون کردند ، شیخ بایزید گفت: « چرا مرا بیرون میکنید ؟ » گفتند « ازآن که مردی بدی » .بایزید گفت : « خوشا  شهری که بدش بایزید باشد »

حالا برادر من در همه این مطالب بلاگفا مطلب ناقص من در مورد خداشناسی باید حذف شود!

من در مطالب خود شما موضوعی دیدم با عنوان دوستان غریب .واقعاً انسانها امروزه در موبایل چه چیزی را جستجو میکنند ؟ و آیا صحبت اینیشتن بتعبیری تائیدی بر سخن من نبود. آیا وقتی با دقت به دور و اطرافمان نگاه میکنیم حتی در میان افرادی که بظاهر موحد هستند نمیبینیم توجه به چیزهائی که در اطرافشان است عمیقتر از توجه به خداوند یکتا نزد ایشان است . و بتعبیر قرآن کریم  در آیه 106 سوره یوسف علیه السلام می فرماید:

 وَ ما یُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلاَّ وَ هُمْ مُشْرِكُونَ؛ اکثر کسانی که به خدا ایمان می آورند مشرکند.(شرک خفی)

خدایا به تو پناه میبرم

خدایا به تو پناه میبرم از اینکه بهشت تو را بخاطر هوای نفس خود بخواهم .خدایا به تو پناه میبرم از اینکه از جهنم تو بخاطر آسایش خود هراسان باشم

خدایا به من بیاموز که چگونه خواستن بهشت و پرهیز از جهنم تو را برای خدای خود و بخاطر رضای پروردگارم بخواهم .خدایا بهشت تو از این جهت مطلوب بندگانت است که مظهر همه خوبیها و لطف و بخشش توست و مایه رضایت و نزدیکی به تو .

خدایا جهنم از این جهت باعث گریز بندگانت است که مظهر قهر و خشم و غضب توست و عذاب اندک از جهنم برای بندگانت بسیار گران است و بهشت تو را چنان توصیف کرده اند که بی چیز ترین فرد بهشت اگر تمام انسانها و جنیان را میهمان کند چیزی از اطعمه و اشربه و دارائیهایش کم نمی آید .

خدایا بهشت تو را میطلبم تا در پرتو لطف و رحمت تو و در جوار قرب تو باشم و از دیدن نور الطافت محروم نگردم و تو را بخوانم و با تو سخن گویم و تو را بپرستم و تو را بخواهم . و اهمیت بودن در بهشت تو در این است که به مقام قربت نزدیک باشم.

خدایا از جهنم تو گریزانم ، چرا که درد و رنج جهنم مرا از یاد تو محروم و به درد و رنج خود مشغول میکند چرا که درد و رنج جهنم را با دوری از رحمتت درهم آمیخته ای  و چه عذابی بزرگتر از دوری توست .

خدایا به من بیاموز و به من علم بده و مرا یاری ده که در دنیا قبل از آخرت با نزدیکی به تو به بهترین نعمت بهشتت که آن مقام قرب توست در آیم و از بزرگترین نعمت تو برخوردار باشم و به من بیاموز و مرا حفظ کن تا در دنیا قبل از آخرت از جهنم تو و بدترین عذاب آن که محرومیت از لطف و رحمت و دوری از مقام قرب توست خود را دور نمایم

توصیف جهنم

توصیف جهنم :

پیامبر فرمودند وقتی به معراج رفتم تمام فرشتگان وملائک از دیدن من خوشحال شدندبه جز یک فرشته که پریشان وغمگین بود ازجبرئیل پرسیدم این کیست که این طور غمگین وعصبانی است جبرئیل فرمودند این فرشته نامش مالک ومسئول جهنم است جبرئیل به نزد مالک رفت وفرمودایشان محمد آخرین پیامبر خداست ازشما خواسته که آتش جهنم را به ایشان نشان دهی مالک نیز یک شعله از آتش جهنم را به پیامبر نشان داد امام محمدباقر میفرماید از آن به بعد هرگز پیامبر رابا لبخند ندیدند.

جهنم هفت در دارد و در هر دری هفتاد هزار کوه است و در هر کوهی هفتاد هزار شعبه است و در هر شعبه ای هفتاد هزار وادی است و در هر وادی هفتاد هزار شقه است و در هر شقه هفتاد هزار خانه است و در هر خانه هفتاد هزار مار است که بلندی هر مار به اندازه سه روز راه است و نیشهای آنها به اندازه درخت خرماست.این مارها به انسانها حمله می آورند و می درند و گوشتهای بدن ایشان را متلاشی می کنند . اهل عذاب با مشاهده این مارها به نهرهایی از آتش که در روی زمین جهنم در جریان است و مملو‌ء از زهر مار و عقرب است پناهنده می شوند و خودشان را به درون این نهرها می اندازند. این نهرها هم به قدری عمیق هستند که اهل عذاب وقتی داخل این نهرها می افتند 70 جریف پایین می روند و هر جریفی 70 سال راه است.

از حضرت امیرالمومنین منقول است که فرمود :« برای اهل معصیت نَقبهایی در میان آتش زده اند ٬ و پاهای ایشان را در زنجیر کرده اند ٬ و دستهای ایشان را در گردن غل کرده اند ٬ و بر بدنهای ایشان پیراهنهایی از مس گداخته پوشانیده اند و جبّه هایی از آتش برای ایشان بریده اند ٬ در میان عذابی گرفتارند که گرمیش به نهایت رسیده و درهای جهنم را بر روی ایشان بسته اند ٬ پس هرگز آن درها را نمی گشایند ٬ و هرگز نسیمی داخل نمی شود ٬ و هرگز غمی از ایشان برطرف نمی شود. عذاب ایشان پیوسته شدید است ٬ و عقاب ایشان همیشه تازه است ٬ نه خانه ایشان و نه عمر ایشان به سر می آید . به مالک جهنم استغاثه می کنند که از پروردگار خود طلب کن که ما را بمیراند. در جواب می گوید که : همیشه در این عذاب خواهید بود . »

امام صادق (ع) از پیامبر اکرم (ص) نقل می کند که فرمودند :

« (در معراج ) صدایی را شنیدم که مرا ترساند ? جبرئیل به من گفت : ای محمد ! آیا می شنوی ؟ گفتم : آری . گفت : این سنگی بود که 70 سال پیش از لبه جهنم پرتاب شده بود هم اکنون رسید به قعر جهنم .»

آتش دنیا از آتش جهنم میترسد

رسول خدافرموده:

آتش دنیا یک هفتادم آتش جهنم است که آن را هفتاد بار با آب خاموش کرده اندتابه این صورت درآمده واگر این طور نبود انسان نمیتوانست به آن نزدیک شود. ودر روز قیامت وقتی آتش دنیا را در آتش جهنم میکنند آتش دنیا ناله ای میکندکه ازناله آن هیچ فرشته ومقرب و پیامبری باقی نمیماند.مگراینکه برزمین می افتد وزانوی غم بغل میگیرد

حضرت محمد فرمود:

قسم به آن خدایی که جانم دردست قدرت اوست آبی درجهنم هست که ساکنین جهنم از آن آب مینوشند اگریک قطره از آب زقوم بر کوههای زمین بیفتد تمام کوههامتلاشی میشوند پس چطور در جهنم فردی از آن آب بنوشد

برای رسیدن به بدیها فقط تلاش نکردن برای رسیدن به خوبیها کافیست .

برای رسیدن به بدیها فقط تلاش نکردن برای رسیدن به خوبیها کافیست .

کشف لامپ مهمتر است یا خلقت خورشید

 

متعجبم از مردمانی که به مدح ادیسون برای ساخت لامپ در کمتر از 200 سال قبل مشغول میشوند و از روشنائی لامپ در شبانگاهان مسرور و متعجبند اما از سپاس خداوندی که چراغی چون خورشید برافروخته که میلیونها سال بر عالم روشنی میدهد و تمام زندگی جانداران زمین به آن وابسته است که همان خداوند ادیسون و الکتریسیته و روشنائیست غافلند .

غیر از این نبود که ادیسون قانونی که خداوند در طبیعت برای انسان به ودیعت نهاده بود کشف کرد و این موضوع همچان لطف خداوند محسوب میشود.

ای انسان تو خورشید را خلق کردی یا خداوند بلند مرتبه ؟

آیا میتوانی تصور کنی چند روز از این نعمت بی بهره باشی

آیا وجود اینهمه نظم که در صورت وجود خللی در آن تمام هستی تو دگرگون میشود را تصادفی فرض میکنی یا برای اینهمه نظم حکمت و هدف بزرگی باید وجود داشته باشد

کشف لامپ الکتریکی

دنیا یا آخرت مساله این است !

دنیا یا آخرت مساله این است !

در تفکرات مکاتب مختلف نگرشهای متفاوتی در مورد دنیا و آخرت وجود دارد .بعضاً منکر آخرت و صرفاً معتقد به زندگی مادی دنیا هستند که طبیعتاً غایت و نهایت متعالی در این نگرش نسبت به انسان وجود ندارد و اخلاق در این نگرش ضعیف و روش زندگی انسان سست تعریف شده است چرا که نهایتی که برای انسان متصور میشود آنقدر بزرگ نیست که پرداختن به امور آن انسان را به تامل عمیق وادار کند لذا نهایت همت در این مکاتب رسیدگی به امور دنیائی انسان است.اما مکاتب دینی عکس این نگرش را در نظر دارند ، در این نگرش هم و غم انسان آخرت اوست جائی که بازگشتگاه حقیقی و بزرگ انسان است .گاهاً برداشت نادرستی از پرهیز از دنیا و گرویدن به آخرت وجود دارد .هیچگاه خواستن آخرت و پرهیز دنیا در نگرش دینی سستی در کار دنیا نیست بلکه تلاش و کوشش فراوان و در واقع مجاهده در دنیا بقصد آخرت میباشد .دنیا آنگاه نکوهش میشود که خواستن دنیا برای دنیا باشد و خواستن دنیا موجب غفلت از آخرت شود و از طرفی معمولاً بخاطر بزرگی و عظمت آخرت و کوچکی دنیا در مقابل آن ،در کلام و لفظ دنیا در مقابل آخرت کاملاً نادیده گرفته میشود اما اگر دنیا نباشد آخرت بوسیله کدام وسیله ای بدست می آید ؟

آن کسانی که دوست میدارند زندگانی دنیا را و ترجیح میدهند آنرا بر آخرت آن گروه در گمراهی دور از حق میباشند.

(سوره ابراهیم آیه 3)

بگو آیا شما را به زیانکارترین مردم در کردار آگاه نکنم ایشان کسانی هستند که تلاش و کوششان صرف آباد نمودن زندگی دنیا گشت و آخرت را فراموش کردند(سوره کهف آیه 103 و 104)

امام علی (ع) : دنیا گذرگاه عبور است نه جایگاه ماندن و توقف نمودن ،و مردم در آن دو دسته اند یکی آنکه آخرت خویش را به لذات فانی آن فروخت و دیگری آنکه به وسیله اعمال نیکو آخرت خویش را در آن تجارت نمود. (نهج البلاغه حکمت 133)

راوی گوید: شنیدم امام زین العابدین علیه السّلام میفرمود: هر كه به وعده‏هاى خدا تسلى پیدا نكند دلش از حسرت‏هاى دنیا پاره پاره مى‏شود به خدا قسم دنیا و آخرت مانند دو كفه ترازوست كه هر كدام سنگین شود دیگرى را سبك میكند سپس این آیات را قرائت فرمود: إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ ... روز قیامت كه پیش آید و حتما پیش خواهد آمد روزى است كه سرنگون‏كننده است و برترى آور، به خدا قسم دشمنان خدا را با‏ آتش سرنگون میكند و به خدا قسم دوستان خدا را به بهشت بالا مى‏برد سپس حضرت روى به یكى از اهل مجلس كرد و فرمود: از خدا بپرهیز و خواسته خود را از راه نیكو بدست آر و آنچه را كه آفریده نشده مطلب كه هر كس آفریده نشده را بطلبد دلش از حسرت پاره پاره مى‏شود و به ‏آنچه میجوید دسترسى پیدا نمى‏كند سپس فرمود چگونه بچیزى كه آفریده نشده است دسترسى توان یافت! آن مرد گفت: چیزى كه آفریده نشده است چگونه مطلوب واقع مى‏شود؟ فرمود: كسى كه بدنبال ثروت و اموال و وسعت در زندگى دنیا میرود مقصودش آسایش است و آسایش در دنیا خلق نشده است و نه براى اهل دنیا، آسایش فقط در بهشت آفریده شده است و براى اهل بهشت، و ناراحتى و زحمت در دنیا آفریده شده‏اند و براى اهل دنیا، و هر كسى را یك كاسه از دنیا دادند دو برابر حرص باو دادند و هر كه از دنیا بیشتر بدست آورد نیازمندى‏اش فزونتر خواهد بود زیرا در نگهدارى ثروتش بمردم محتاج است و بهر وسیله‏اى از وسایل دنیوى احتیاج پیدا میكند پس در ثروت دنیا آسایش نباشد ولى شیطان در درون فرزند آدم وسوسه میكند كه در جمع كردن مال آسایش است و حال آنكه او را در دنیا به ناراحتى میكشاند و در آخرت بپاى حساب، سپس فرمود: دوستان خدا هرگز زحمت دنیا را براى دنیا نكشیدند بلكه زحمت در دنیا را براى آخرت كشیدند سپس فرمود: هان، كسى كه غم روزى خورد یك گناه بر او نوشته مى‏شود عیسى مسیح بحواریین چنین گفت: كه دنیا پلى بیش نیست از آن بگذرید و به‏آبادیش نپردازید.

 

قسمتی از اعمال ماه رجب

قسمتی از اعمال ماه رجب :

پيامبر خدا صلى الله عليه وآله مى فرمايد: رجب، «شهرالله الأصمّ» است; و بدان سبب آن را «اصمّ» ناميدند كه هيچ ماهى به پايه عظمت آن نمى رسد

هرکس بهشت خداوند را میخواهد (نماز):

 زمان خواندن نماز: یک روز در ماه رجب ( با گرفتن روزه )

نحوه اقامه:   رکعت اوّل بعد از حمد ،100 مرتبه«آیة الکرسى» و در رکعت دوّم  بعد حمد 200 مرتبه سوره توحید

فضیلت و ثواب : سیّد طاووس روایت کرده:هرکه در ماه رجب یک روز روزه بدارد،و چهار رکعت نماز بگذارد و به این ترتیب که در رکعت اوّل صد مرتبه«آیة الکرسى»بخواند و در رکعت دوّ م دویست مرتبه سوره توحید،نمی ‏میرد تا مقامش را خود در بهشت‏ ببیند،یا دیگرى براى او ببیند.

هر کس ثواب صد سال روزه میخواهد (نماز) :

زمان خواندن نماز: یک شب در ماه رجب

نحوه اقامه :در هر رکعت  بعد از حمد، 50 مرتبه سوره توحید

فضیلت و ثواب : از پیامبر صلى اللّه علیه و آله روایت شده:هرکه در یک شب از ماه رجب،در دو رکعت نماز صد مرتبه سوره توحید بخواند مانند کسى‏ است که در راه خدا صد سال روزه گرفته و خداوندبراى این عمل صد قصر در بهشت به او مرحمت فرماید،هر قصرى در جوار پیامبرى از پیامبران خدا .

آمرزش همه گناهان گذشته (نماز):

زمان خواندن نماز: یک شب در ماه رجب

نحوه اقامه: در هر رکعت  بعد از حمد، 1 مرتبه«قل یا ایّها الکافرون»  و 3مرتبه سوره توحید

فضیلت و ثواب : از پیامبر صلى اللّه علیه و آله روایت شده : هرکه در یک شب از شبهاى رجب ده رکعت نماز بجاى آورد به این ترتیب که‏ در هر رکعت سوره«حمد»و یک بار «قل یا ایّها الکافرون» و سه بار سوره توحید را بخواند خداوند هر گناهى که پیش از آن‏ مرتکب شده بیامرزد. 

نوشتن حسنه بسیار تا پایان عمر (نماز):

زمان خواندن نماز: روز جمعه ماه رجب (بین نماز ظهر و عصر )

نحوه اقامه:   در هر رکعت  بعد از حمد، 7 مرتبه«آیة الکرسى» و 5 مرتبه سوره توحید

فضیلت و ثواب : سیّد طاووس از پیامبر روایت کرده:هرکه در روز جمعه ماه رجب بین نماز ظهر و عصر چهار رکعت نماز بخواند به این صورت که‏ در هر رکعت یکبار سوره«حمد»و هفت بار«آیة الکرسى»و پنج مرتبه«سوره توحید»سپس ده بار بگوید:

أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِی لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ

خداوند براى او از روزى که این نماز را خوانده تا روزى که از دنیا برود براى هر روز هزار کار نیک بنویسد، و در عوض هر آیه‏اى که خوانده است شهرى در بهشت از یاقوت سرخ،و به جاى هر حرف قصرى در بهشت از گوهر سپید عطا کند،و براى او زنان زیباروى بهشتى را به همسرى او درآورد و از او خشنود گردد بى‏آنکه برایش خشمى به دنبال‏ داشته باشد،و در زمره عبادت‏ کنندگان به شمار آید،و سرانجام او را به سعادت و آمرزش پایان دهد 

ثواب 900 سال عبادت (روزه):

زمان: سه روز پنجشنبه و جمعه و شنبه ماه رجب:

فضیلت و ثواب :سه روز این ماه را که پنجشنبه و جمعه و شنبه باشد روزه بدارد،زیرا روایت شده:هرکه در یکى از ماههاى حرام‏ این سه روز را روزه بدارد،خداوند براى او ثواب نهصد سال عبادت را می‏نویسد.

پاک شدن از گناهان (غسل) :

هرکه ماه رجب را بیابد،و در اوّل و وسط و آخر آن غسل کند پس از انجام آن مانند روزى که از مادر متولد شده بود از گناهان خود بیرون آمده و پاک مى‏شود. 

محفوظ ماندن اهل و مال و حفظ از عذاب قبر و عبور مانند برق از صراط (نماز):

زمان :شب اول رجب

پس از نماز مغرب بیست رکعت نماز به جاى آورد،به این ترتیب که در هر هر رکعت پس از سوره«حمد»یک مرتبه سوره«توحید»را خوانده،و پس از هر دو رکعت سلام دهد،

فضیلت و ثواب :خود و اهل و اولاد و مالش محفوظ بماند،و از عذاب قبر ایمنى یابد و از صراط به سرعت برق بدون حسابرسى بگذرد.

بسیار پر فضیلت (نماز و روزه):

اعمال لیله الرغائب (شب آرزوها):

زمان: اولین پنجشنبه(روزه) و شب اولین جمعه (نماز ) ماه رجب

فضیلت و ثواب :نمازى در آن وارد شده که هرکه آن را به جاى‏ آورد هنگام شب اوّل قبرش خداوند ثواب آن را به نیکوترین صورت و با روى گشاده و درخشان و زبانى گویا به سوى‏ او مى‏فرستد،پس به او مى‏گوید:اى حبیب من تو را بشارت باد که از هر شدّت و سختى نجات یافتى،بنده مى‏گوید تو کیستى؟به خدا سوگند من چهره‏اى زیباتر از چهره تو ندیدم،و سخنى شیرین‏تر از سخن تو نشنیدم،و بویى بهتر از بوى‏ تو نبوییدم!!پاسخ میدهد:من ثواب آن نمازم که در فلان شب،از فلان ماه،از فلان سال به جاى آوردى‏ امشب نزد تو آمدم تا حقّت را ادا کنم،و مونس تنهایى تو باشم،و هراس را از تو برگیرم و هنگامى‏که در صور(شیپور قیامت) دمیده شود،در عرصه قیامت سایه‏اى بر سرت خواهم افکند،پس خوشحال باش که خیر هرگز از تو جدا نخواهد شد.کیفیت‏ این نماز چنین است اولین پنجشنبه ماه رجب را روزه مى‏دارى،چون شب جمعه داخل شود،ما بین نماز مغرب و عشا،دوازده رکعت نماز بجاى مى‏آورى،هر دو رکعت با یک سلام به این ترتیب که در هر رکعت یک مرتبه سوره«حمد»و سه مرتبه«سوره قدر»و دوازده‏ مرتبه«سوره توحید»مى‏خوانى و هنگامى که از نماز فارغ شدى هفتاد مرتبه میگویى:

 اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ النَّبِیِّ الْأُمِّیِّ وَ عَلَى آلِهِ [وَ آلِ مُحَمَّدٍ] .

سپس به سجده میروى و هفتاد مرتبه میگویى:

سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَ الرُّوحِ

آنگاه سر از سجده بر می‏دارى و هفتاد مرتبه می‏گویى:

رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ تَجَاوَزْ عَمَّا تَعْلَمُ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَلِیُّ الْأَعْظَمُ 

دوباره به سجده می‏روى و هفتاد مرتبه می‏گویى:

سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَ الرُّوحِ 

سپس حاجت خود را می‏طلبى که به خواست خدا برآورده خواهد شد

ثواب روزه ماه رجب از یک روز تا 30 روز

تکمیلی

یاد خدا

مطلبی که امروز سعی دارم بنویسم موضوع بسیار مهمیست

موضوع یاد خداست

((چیزهائی که مینویسم شعار نیست بنده فقط چیزی را مینویسم که به آن رسیده باشم ))

یاد خدا چه کارها که با دل انسان نمیکند

چه کارها که با دنیا و آخرت انسان نمیکند

یاد خدا را از هر داروئی درمانگرتر دیدم ، یاد خدا را از هر دوستی مهربانتر دیدم ، یاد خدا رو از هر شفیقی دلسوزتر دیدم .یاد خدا نردبان بلند و ایمنیست که پایه های آن در دل بنده و انتهایش نزد خداست . یاد خدا وقتی از ته دل و اساسی باشد همه دنیای انسان را تغییر میدهد .آنقدر انسان رو عوض میکند که دیگر خود انسان هم خودش را نمشناسد و باور نمیکند که او همان انسان سابق است .

دوستان شاید از همه جا و با هر زبانی و در هر نوشته ای این مطالب رو دیده باشند اما الان از شما خواهش میکنم با دید جدید به این موضوع نگاه کنید .

یاد خدا فراتر از آن چیزی را به شما میدهد که آرزوی آنرا دارید ،بلکه یاد خدا کاری میکند که چیزی را بخواهید که واقعاً ارزشش را داشته باشد .چون گاهاً انسان عمری بدنبال چیزی میرود که وقتی به آن میرسد میگوید ای کاش چیز بهتری میخواستم .اما همانطور که گفتم یاد خدا آن نردبانی است که انتهایش نزد خداست و یاد خدا هیچوقت پشیمانی ندارد .اینقدر برکات در یاد خدا هست که زبان از بیانش قاصر است . با توسل بیاد خدا آنقدر برکات بر کار و زندگی و عمر و دنیا و آخرتتان وارد میشود که واقعا متعجب میشوید .چرا اینگونه نباشد که سر دیگر این ریسمان محکم در دست احکم الحاکمین است . با یاد خدا شما به قدرتی متصل شده اید که زوال ندارد و خود او مبدا و منبع ایجاد قدرت است .اگر اساس و ریشه خلقت انسان را بندگی خداوند متعال در نظر بگیریم ، یاد خدا بهترین وسیله تحقق این هذف مهم و بزرگ است .

باید دید هدف از خلقت انسان چیست ؟ وقتی این موضوع بررسی میشود متوجه میشویم که عبادت خداوند هدف است که نیازمند شناخت خداوند است و شناختی که نزدیکی به یاد خداوند ایجاد میکند و یادی که محبت و ترس خداوند در دل را ایجاد میکند و محبتی و ترسی که عبادت و اتکا بر یاد خداوند را موجب میشود .بنابر این همه این موضوعات مثل زنجیر به هم متصلند .

اما مهمترین موضوع این است که راه درست و هدایت در رسیدن به هدف نهائی برای انسان ، عاقبت بخیر شدن ، سعادت دنیا و آخرت و کمال نفس انسان همگی در متوجه بودن بیاد خدا امکانپذیر میشود .

یک هدف بزرگ در تمام موارد مورد اشاره بوضوح بچشم میخورد ما بدنیا آمده ایم برای بدست آوردن کمالات اخلاقی یعنی نفسی که برای خدا خالص شده باشد تا عبادت خدا بکند تا یاد خدا بکند تا عمل صالح انجام دهد تا خدای خود را بشناسد و شایسته مقام پروردگاری او رفتار بکند .باید گفت شاهکلید رسیدن به همه این خواسته های بزرگ یاد خداست . یاد خدا آن راه میانبر و آن صراط مستقیمیست که شما را به آسانی و بدون مشقت به سعادت میرساند. و انس با یاد خدا را اگر تجربه کنید شاهد خواهید بود که چیزی دلچسبتر و شیرینتر و عزیزتر از آن نیست .

با یاد خداست که آرامش حقیقی وجود انسان را در بر میگیرد و آن آرامشی که از یاد خدا حاصل میشود با آرامشی که با یوگا و دیگر کارها حاصل میشود بسیار متفاوت است .آرامش یاد خدا آن آرامش ماندنی و پابرجاست .در واقع از یاد خدا نتیجه ای در روح انسان حاصل میشود که براحتی از بین نمیرود یعنی هر یاد عمیقی از خدا (حتی غیر عمیق)اثری بر دل و روح انسان میگذارد که ماندگار است و مانند نوریست که بر دل و جان انسان وارد میشود و باقی میماند و هر مقدار این یاد خالصتر باشد آن نور بیشتر است.این نور و آرامش هم برای شما روشنی بخش است هم همه کسانی را که با شما و کلام شما روبرو میشوند نورانی میکند و به آرامش میرساند .

یکی دیگر از برکات یاد خدا عصمت از گناه است یعنی حالی بر بنده حادث میشود که گناه و نافرمانی خدا از سم کشنده تلختر و کشنده تر بنظر میرسد و بنده ای که بیاد خداست از همان گناهانی که برای بعضی دیگر شیرین است چنان فرار میکند که انسان از مار و شیر درنده گریزان است .یاد خدا موجب راندن شیطان است و بواسطه همین اتفاق انسان از خطر دامهای زیادی که شیطان بر سر راهش میگذارد در امان است . در مورد برکات یاد خدا خودتان تحقیق کنید اما هر چیزی را بخواهید خدا بواسطه یاد خودش بهتر از آن را به شما میدهد و از هر چیزی میترسید و از آن گریزانید خدا محافظتی فراتر از نیاز شما شامل حال شما خواهد کرد .

این موضوع را خیلی جدی بگیرید : در اثر توجه عمیق و یاد واقعی خداوند مرحله ای از رشد و ایمان در روح شما حاصل میشود که جز با گناهان و غفلت اثر آنها از بین نمیرود و حتی بعضی مراتب یاد خدا هیچگاه از روحتان پاک نخواهد شد (حتی با گذشت زمان و غفلت و ارتکاب به بعضی گناهان) و خیر آن همیشه تا ابد همراه شما خواهد بود و شما از برکتهای آن بهره خواهید برد .طبیعتاً گناهان نیز عکس این موضوع میباشند .

کلام را با یک حدیث نورانی از پیامبر اکرم بپایان میبرم :

يَقولُ اللّه  عَزَّوَجَلَّ إِذ كانَ الغالِبُ عَلَى العَبدِ الاِشتِغالُ بى، جَعَلتُ بُغيَتَهُ وَلَذَّتَهُ فى ذِكرى فَإذا جَعَلتُ بُغيَتَهُ وَلَذَّتَهُ فى ذِكرى عَشَقَنى وَعَشَقتُهُ فَإِذا عَشَقَنى وَعَشَقتُهُ رَفَعتُ الحِجابَ فيما بَينى وَبَينَهُ وَصَيَّرتُ ذلِكَ تَغالُبَاَ عَلَيهِ لايَسهو إِذا سَهَا النّاسُ اُولئِكَ كَلامُهُم كَلامُ النبياءِ اُولئِكَ البطالُ حَقّا؛

خداى عزوجل مى فرمايد: هرگاه ياد من بر بنده ام غالب شود، خواهش و خوشى او را در ياد خود قرار دهم و چون خواهش و خوشى او را در ياد خود قرار دهم عاشق من شود و من نيز عاشق او گردم و چون عاشق يكديگر شديم حجاب ميان خود و او را بر دارم و عشق خود را بر جان او چيره گردانم، چندان كه مانند مردم دچار سهو و غفلت نمى شود، سخن اينان سخن پيامبران است، اينان براستى قهرمانند.

منابع بیشتر جهت مطالعه :

اثرات دنیوی و اخروی یاد خدا

معنای ذکر و مراتب یاد خدا

یاد خدا

از وصایای حضرت علی علیه السلام به امام حسن

از وصایای حضرت امام علی علیه السلام به امام حسن

بسم الله الرحمن الرحیم 

این آن چیزى است که على پسر ابوطالب وصیت مى‎کند: به وحدانیت و یگانگى خدا گواهى مى‎دهد و اقرار مى‎کند که محمد بنده و پیغمبر اوست، خدا او را فرستاده تا دین خود را بر دیگر ادیان پیروز گرداند. همانا نماز، عبادت، حیات و زندگانى من از آن خداست. شریکى براى او نیست، من به این امر شده‎ام و از تسلیم شدگان اویم .

فرزندم حسن! تو و همه فرزندان و اهل بیتم و هر کس را که این نوشته من به او رسد را به امور ذیل توصیه و سفارش مى‎کنم :

تقوای الهى را هرگز از یاد نبرید، کوشش کنید تا دم مرگ بر دین خدا باقى بمانید.

همه با هم به ریسمان خدا چنگ بزنید، و بر مبناى ایمان و خداشناسى متفق و متحد باشید و از تفرقه بپرهیزید، پیغمبر فرمود: اصلاح میان مردم از نماز و روزه دائم افضل است و چیزى که دین را محو مى‎کند، فساد و اختلاف است .

ارحام و خویشاوندان را از یاد نبرید، صله رحم کنید که صله رحم حساب انسان را نزد خدا آسان مى‎کند.

خدا را! خدا را!  درباره یتیمان ، مبادا گرسنه و بى سرپرست بمانند.

خدا را! خدا را! درباره همسایگان ، پیغمبر آن قدر سفارش همسایگان را فرمود که ما گمان کردیم مى‎خواهند آنها را در ارث شریک کند.

خدا را! خدا را! درباره قرآن ؛ مبادا دیگران در عمل کردن، بر شما پیشى گیرند.

خدا را! خدا را! درباره نماز ؛ نماز پایه دین شماست .

خدا را! خدا را! درباره کعبه ، خانه خدا، مبادا حج تعطیل شود که اگر حج متروک بماند، مهلت داده نخواهد شد و دیگران شما را طعمه خود خواهند کرد.

خدا را! خدا را! درباره جهاد در راه خدا، از مال و جان خود در این راه مضایقه نکنید.

خدا را! خدا را! درباره زکات ؛ زکات آتش خشم الهى را خاموش مى‎کند.

خدا را! خدا را! درباره ذریه پیغمبرتان ، مبادا مورد ستم قرار گیرند.

خدا را! خدا را! درباره صحابه و یاران پیغمبر ، رسول خدا (ص) درباره آنها سفارش کرده است .

خدا را! خدا را! درباره فقرا و تهیدستان ، آنها را در زندگى شریک خود سازید.

خدا را! خدا را! درباه بردگان ، که آخرین سفارش پیغمبر درباره اینها بود.

در انجام کارى که رضاى خدا در آن است بکوشید و به سخن مردم (در صورتی که مخالف آن هستند) ترتیب اثر ندهید.

با مردم به خوشى و نیکى رفتار کنید چنانکه قرآن دستور داده است .

امر به معروف و نهى از منکر را ترک نکنید؛ نتیجه ترک آن این است که بدان و ناپاکان بر شما مسلط خواهند شد و به شما ستم خواهند کرد، آنگاه هر چه نیکان شما دعا کنند، دعاى آنها برآورده نخواهد شد.

بر شما باد که بر روابط دوستانه ما بین خویش بیفزایید، به یکدیگر نیکى کنید، از کناره‎گیرى و قطع ارتباط و تفرقه و تشتت بپرهیزید.

کارهاى خیر را به مدد یکدیگر و به اتفاق هم انجام دهید، از همکارى در مورد گناهان و چیزهایى که موجب کدورت و دشمنى مى‎شود، بپرهیزید.

خداوند همه شما را در کنف حمایت خود محفوظ بدارد و به امت پیغمبر توفیق دهد که احترام شما (اهل بیت) و احترام پیغمبر خود را پاس بدارند. همه شما را به خدا مى‎سپارم . سلام و دورد حق بر همه شما ...

خدایا خدایا

خدایا  خدایا

خدایا  تو هستی  

خدایا خود را نیازمند میبینم و از آنجا پی میبرم که بی نیازی هست و نیاز من بر طرف میگردد و میفهمم بر طرف کننده نیازی هست . خدایا وجود تو را احساس میکنم و تو را بسیار نزدیک میابم و هر وقت بتو نیاز داشته باشم تو را یاریگر و حمایت کننده و نزدیک میبینم چرا که هر وقت اراده میکنم میتوانم تو را بیاری بطلبم . خدایا تو را بی نیاز میبینم و همه مخلوقات را به تو نیازمند میابم چرا که بی نیاز مطلق میتواند نیاز نیازمند را بدون چشمداشت بر طرف نماید

خدایا اگر این دنیا با اتفاق بوجود آمده بود باید در هر لحظه اتفاقی نیز آنرا از بین میبرد و از این موضوع پی میبرم نگهبان و حفاظت کننده ای هست  . خدایا تو هستی که به آسمانها و زمین نظم دادی و بقدرت خود آنها را مسخر گردانیدی تا از قلمرو نظم حکومت پروردگارشان تعدی ننمایند و این مشخص میکند که خالق این خلقت حکیم است و این جهان را بی جهت خلق ننموده است

خدایا تو مخلوقات را خلق کردی و در آنها نیاز مخصوص به خودشان را قراردادی و به هر کدام راه بر طرف کردن نیازشان را الهام کردی  و این نشان میدهد تو مدیر و مدبری و تو رب العالمینی

خدایا تو پیامبران را فرستادی تا بندگانت را راهنمائی کنند و به آنها کتاب دادی تا بندگانت از گمراهی  نجات پبدا کنند و بر آنها حجت قرار دادی و این نشان میدهد تو راهنما و راهگشای مخلوقاتی

خدایا زمین هیچگاه از حجت تو خالی نبوده و تو آسمان را حفظ کردی که بر زمین نیاید و زمین راحفظ کردی که رام باشد و آسمان را حفظ کردی تا بر زمین سنگ نبارد و چگونه زمین تو از حجت تو خالی باشد در حالی که امورات خلق را رها نکرده ای و دلیل حکومت مطلق تو بر زمین بهترین بندگانت و اشرف مخلوقاتت بوده اند

خدایا تو آب را گوارا قرار دادی و برای زندگی بشر در دسترس او قراردادی و اگر اراده میکردی(بواسطه گناهان بندگانت) که بجز این باشد کسی توان شکایت از خواست و اراده تو را نداشت و تو همان کریم و نعمت بخش و رزاق بی منتی

خدایا تو اقوام گذشته را به خشم خود فرا گرفتی و این نشان میدهد به امور و خوب و بد مردم حکومتت بی تفاوت نیستی و تو قهار و منتقمی

خدایا راههای شناخت تو به اندازه تنوع نعمت و خلقت تو بسیارند ، خدایا به بهترین راه ها و مستقیمترین راهها ما را بسوی خودت راهنمائی کن و زندگیمان را همراه  غفلت قرار نده و پایان کارمان را ندامت قرار نده و قبرمان را در عذاب و سختی قرار نده و قیامت و حشرمان را با حسرت قرار نده و حسابمان را موجب خجالتمان قرار نده  و میزانمان را موجب محکومیتمان قرارنده  و صراطمان را جایگاه لغزشمان مگردان و از عذاب جهنم حفظمان کن و به نعمت بهشتت متنعممان گردان برحمتک یا ارحم الراحمین .

 

حرفهای خودمونی (دنیا و آخرت)

سلام

امروز میخواستم یک مطلب جدید بنویسم

موضوعش هم اینه که اصلا توی این دنیا چه خبره و جریان چیه ؟

خدا ما رو خلق کرد و پدرمون توی بهشت بود بعد اخراج شد حالا ما توی دنیا منتظر عاقبتمون هستیم اگه بدی بکنیم میریم جهنم و عذابهای وحشتناک در انتظارمون هست .خب برای چی که چی بشه ؟ خیلیها میگن خب اصلا بدنیا نمیومدیم که بهتر بود چون رعایت کلیه جوانب خوب بودن خیلی سخته و احتمال جهنمی شدن برای هر کسی هست .

شاید واقعیت برای همه ما این باشه که اگر بخوان هستی و نیستی رو در مقابل ما قرار بدن ما همه هستی رو انتخاب میکنیم و کسی نیستی رو انتخاب نمیکنه چون بخودی خود هستی نسبت به نیستی فضیلت هست اما حساسیت موضوع اینه که انسان مسئولیت داره و بدست آوردن بهشت و الطاف و رحمت خداوند با مشقتهائی همراه هست هر چند لطف خداوند بسیار وسیع است و بخاطر سعی و تلاش کم پاداش بسیار بزرگ میده اما دنیا عالم قرار نیست و بسیار ناپایدار است و هر لحظه آن تغییر داره و عمر کوتاه است.

الآن من میخوام با شما یک قراری بزارم .این قرار از نظر من و شما خیلی سخت نیست .

شما یک دیوار بلند رو در نظر بگیرید که طرف دیگر دیوار اصلا دیده نمیشود ، پشت این دیوار یک زمین خالی و بدون آب و علف هست با یک سری خانه کاه گلی و نیمه خراب که توی این خانه ها هر لحظه یه اتفاقی یه ماری یک عقربی پیدا میشه و سلامتی انسانها رو بخطر میندازه امروز توی این زمین خالی و این منطقه بی آب و علف شما فقط به اندازه دو ساعت میهمان باشید اگر اتفاقی افتاد و مثلا خطری بروز کرد خب طبیعتاً ممکنه این زمان کمتر هم بشه من یک سری شرایط جلوی پای شما میذارم اگر رعایت کردید شما برای 100 سال از شرایط ویژه در طرف دیگه دیوار برخوردار بشید اما اگر رعایت نکردید به اندازه 100 سال توی محلی میرید که وضعیتش از چیزی هم که هست بدتر و سختر هست .

اما شرایط آن طرف دیوار (قسمت خوب)چی هست :

درختان سر سبز ، رودهای جاری با آب گوارا ، همسران شایسته و زیبا که به همسری بگیرید ،خانه هائی که شما رو از گزند سرما و گرما و خطر جانوان خطرناک حفظ میکنه ، میوه های گوارا ، همنشینی با انسانهاش شایسته که دشمنی نمیکنند و دوست انسان خواهند بود و....

اما شرایطی که شما برای رسیدن به نعمتهای آنطرف دیوار باید رعایت بکنید هم اینها هستند:

حق دیگران رو ضایع نکنید ، حق کسی که بشما نعمت میده رو رعایت بکنید و شکر گذار باشید ،خودتونو توی این دو ساعت که مهمان هستید به کارهای بیهوده مشغول نکنید و مشغول کمک به دیگران و یادگیری و اصلاح امورتان بکنید ، دروغ نگید ، اسراف نکنید ، خلاصه اینکه توی این دوساعت همه هم و غمتون این زندگی دوساعته نباشه بفکر اون زندگی 100 ساله باشید تا همه چیز از دستتون نره .

خب حالا جواب شما چیه؟ آیا میگید چرا باید دو ساعت پشت دیوار بمونیم و این کارا  رو انجام بدیم؟ یا میگید عجب ادم با انصاف و بخشنده ای چقدر بدون منت عطا میکنه و اگه با همه این شرایط من که یک بنده خدا هستم با رعایت نکردن شرایط این دو ساعت و با توجه به اینکه از قبل به شما اعلام میکنم اگه رعایت نکنید روی دیگه سکه زندگی سختتری هست و شما هم شرطو پذیرفتید آیا بشما ظلم کردم؟  

پس باید بدانید :

دو ساعت در مقابل صد سال در مثال خیلی بی ربط نبوده چون تمام زندگی دنیا در مقابل زندگی بدون انتهای آخرت از اینهم فراتر است مثل اینکه بگوئیم چند ثانیه در مقابل هزاران سال و یا کسری از زمان در مقابل هزاران هزار هزار سال و بیشتر از آن (باز هم اینها مثالهائی هستند که تناسب صحیح را نشان نمیدهند و فقط شاید برای مثال بکار بروند و مطمئناً واقعیت از این بزرگتر است ). و البته نعمت و عذاب خداوند (بهشت و جهنم)نیز بسیار بزرگتر و سختتر .

" وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ كَأَن لَّمْ يَلْبَثُواْ إِلاَّ سَاعَةً مِّنَ النَّهَارِ يَتَعَارَفُونَ بَيْنَهُمْ " / یونس ۴۵

روزى که خداوند آنها را محشور مى‏سازد؛ آنچنان که گويى جز ساعتى از روز، توقّف نکردند؛ به آن مقدار که يکديگر را بشناسند.

و در تعبیری دیگر بفرمایش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم می فرماید:

دنیا در مقابل آخرت مثل این است که یکی از شما انگشتش را در آب دریا فرو برد. آن گاه به آن چه از آب دریا که بر روی انگشت او قرار گرفته بنگرد».دنیا مانند همان چند قطره ای است که بر روی انگشت باقی مانده و آخرت تمام دریای نامتناهی است.

 

پاسخ به یک سوال در خصوص خداوند بی نیاز

پاسخ به یک سوال در خصوص خداوند بی نیاز

سوال:

فقط خداوند خودش گفته كه با دو دست خودم خلق كردم؟ خدا مگر دست دارد؟

[پاسخ:]

سلام دوست گرامی

خداوند به هیچ وجه جسم نیست و به هیچ وجه هیچ چیز دیگری که در آن نیاز یا ضعف وجود داشته باشد نیست .خداوند شبیه هیچکدام از مخلوقاتش نیست .خداوند با آفرینش مخلوقاتش بنظر من به موجوداتش نشان داد که از ضعفهای آنها مبراست یعنی هر ضعفی در هر مخلوقی باشد در خدا راه ندارد و اوج و نهایت هر قوه کمالی به خداوند ختم میشود .(مثلا بینائی یکنوع کمال است و نابینائی و کم بینائی ضعف اما هیچ موجودی در معنای واقعی در مقابل بینائی خدا بینا نیست چون موجودات وقتی چیزی را میبینند از دیدن چیزهای دیگر معذورند و این برای خودش بمعنای ضعف است و خداوند از ضعف و کاستی مبراست) . . . .

ادامه نوشته

چرا باید خدا را دوست داشته باشیم ( بعضی دلایل دوست داشتن خدا)

چرا باید خدا را دوست داشته باشیم ( بعضی دلایل دوست داشتن خدا)

دلایل زیادی برای دوستی خدا وجود دارد که بعضی از آنها را که من بنظرم میرسد برای شما عنوان میکنم

1-خدا ما رو بدستان خودش خلق کرده (منظور از دستان خودش یعنی بدون واسطه و وسیله غیر خود و در واقع یعنی بوسیله خود خودش )

«قالَ يا إِبْليسُ ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَّ. (ص75)

خدا فرمود ای ابلیس چه چیز مانع تو شد بر آن (آدم) که با دو دست خودم خلق کردم سجده کنی؟ »

توجه داشته باشید خدا با چه لفظی بخاطر سرکشی شیطان از سجده انسان استفاده میکند و آدم را در مقابل شیطان چگونه عزیز جلوه میدهد ،اگر مثال انسانی برای آن بزنیم مانند این است که در دفاع از یک موجود عزیز او را به خود بچسبانیم و از حق او دفاع کنیم

در اینجا من یک سوال از شما میپرسم اگه شما یک کوزه را با دست خودتان درست بکنید و بعد آنرا جلوی آفتاب بگذارید و صبر بکنید خشک بشود یا در کوره بگذارید تا پخته بشود بعد نسبت به چیزی که خودتان ساخته اید چه حسی دارید .اگه یکنفر بیاید و بخواهد آنرا از شما بگیرد و ببرد یا با یک ضربه آنرا بشکند چه حسی پیدا میکنید ؟ در حالی که یک کوزه نه روح دارد نه پیچیدگی و نه احساس و قابل مقایسه با یک انسان متعالی نیست  .ولی احساسی که هنگام لمس آن کوزه هنگام ساختش داشتید یک چیزی هست که بین شما و آن کوزه الفت و انس ایجاد میکنه که اونو دوست خواهید داشت حتی اگه سالهای سال از ساخت ان بگذرد همچنان نوعی علاقه به آن خواهید داشت . . . . . .

ادامه نوشته

عالم قبر ،عالمی بین دنیا و آخرت (عالم برزخ)

عالم قبر ،عالمی بین دنیا و آخرت (عالم برزخ)

از پیامبر اکرم (ص) روایت شده که فرمودند :‌

 «هر جمعه ارواح مومنین مقابل خانه هایشان می‌آیند و هر یک با آواز حزین و گریه‌٬ فریاد می‌زند‌٬ ای اهل و اولاد من‌! ای پدر و مادر من !‌ای خویشان من به ما مهربانی کنید و با آنچه ما برای شما گذاشتیم که اکنون حساب و کتاب و عذابش برای ماست . . . . . .

ادامه نوشته

خدا شناسی در کلام امام علی علیه السلام (نهج البلاغه)

خدا شناسی در کلام  امام علی علیه السلام (نهج البلاغه)

((اگر یکنفر مثل من میخواست صد سال وبلاگ بنویسد یک جمله از کلام علی علیه السلام نمیشد در خداشناسی))

یکتایش ندانست آنکه ، برایش کیفیتى انگاشت و به حقیقتش نرسید آنکه براى او همانندى پنداشت . آنکه به چیزى مانندش ساخت ، بدو نپرداخت و آنکه ، به او اشارت کرد و یا در تصورش آورد ، قصد او ننمود . هر چه کنه ذاتش شناخته آید ،مصنوع است و هر چه قیامش به دیگرى بود ، معلول است . خداوند فاعل است ولى نه با ابزار ، تعیین کننده است ولى نه با جولان فکر و اندیشه ، بى‏نیاز است نه آنکه ازکس سودى برده باشد . زمان همراه او نیست و ابزار و آلات به مددش برنیایند . هستى او بر زمانها پیشى دارد . وجودش بر عدم مقدّم است . ازلیّتش را آغازى نیست . در آدمیان قوه ادراک نهاد و از این معلوم گردد که او را آلت ادراک نیست . .. . .

ادامه نوشته

پاسخگوئی به به یک کامت (خرافات)

این پیام چندروزپيش اومد منم بهش عمل کردم.. بخونش این پیام مال من نیست ولی بخونش: تو رو به امام زمان قسم می دم این پیام رو بخون.دختری از خوزستانم که پزشکان از علاجم نا امید شدند.شبی خواب حضرت زینب (س)را دیدم در گلوم اب ریخت شفا پیدا کردم ازم خواست اینو به بیست نفر بگم. این پیام به دست کارمندی افتاد اعتقاد نداشت کارشو از دست داد.مرد دیگری اعتقاد داشت 20 میلیون به دست اورد. به دست کس دیگری رسید عمل نکرد پسرشو را از دست داد.اگه به حضرت زینب اعتقاد داری این پیامو واسه 20 نفر بفرست............ 20 روز دیگه منتظر معجزه باش......

پاسخ: سلام دوست عزیز
اینکه ائمه اطهار و خانواده گرامیشان حق زیاد بگردن ما دارند و منبع کرامات هستند کاملاً درست .این کرامات و یا چیزی بیشتر از این دور از ذهن نیست ولی اینکه حضرت زینب گفت به 20 نفر بگو !؟ حضرت زینب چه نیازی به اینکار داره ؟ بعد یک بنده خدائی این حرفو بر فرض قبول نکرد اونوقت باید پسرش بمیره یا کارشو از دست بده یا  . . . . . . .
ادامه نوشته